حبيب الله الهاشمي الخوئي

356

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

يكى آنكه در دنيا براي دنيا كار ميكند ، وسرگرمى بدنيا أو را از آخرتش باز داشته ، مىترسد بازماندگانش پس از مرگش فقير وبينوا گردند ، ولي خود را در أمان وآسايش مىنگرد ، وعمرش را بسود ديگران بسر مىبرد . وديگرى آنكه در دنيا هر كارى را براي عالم ديگر انجام مىدهد ، وبهره ايكه از دنيا دارد بىآنكه براي آن كارى كند بوى مىرسد ، ودو بختش بهمراه قرين گردند ، وملك دنيا وآخرتش هر دو در زير نگين آيند ، ونزد خداوند آبرومند گردد ، وهر حاجتي از خدا خواهد از آتش دريغ نكند . بدنيا كارگر بيش از دو منگر در اين درياى بىپايان شناور يكى در كار دنيا روز تا شب ز عقبا بازمانده غافل از رب بترسد ز ان كه در جايش بماند زن وفرزند در فقرى مؤبد ولي از وضع خود اندر امانست در آن ساعت كه در تسليم جانست بسود غير عمرش بگذراند سرانجام تبهكارش نداند يكى ديگر بود در كار عقبا نكرده كار گيرد سهم دنيا دو بختش يار وآيد در نگينش دو ملك پاك ونوشد انگبينش شود نزد خداوند آبرومند برآرد حاجتش بيچون وبيچند التاسعة والخمسون بعد المائتين من حكمه عليه السّلام ( 259 ) وروى أنّه ذكر عند عمر بن الخطَّاب في أيّامه حلى الكعبة وكثرته ، فقال قوم : لو أخذته فجهّزت به جيوش المسلمين كان أعظم للأجر ، وما تصنع الكعبة بالحلى فهمّ عمر بذلك ، وسأل عنه أمير المؤمنين عليه السّلام فقال : إنّ [ هذا ] القرآن أنزل على النّبيّ [ محمّد ] صلَّى الله عليه وآله